عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

306

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

است و با اين سخن رشوه‌هاى خويش را برخ قاضى مى كشيدند مرحوم حاج شيخ عبّاس رحمة اللّه عليه در سفينة البحار در لفظ غلل نقل مىكند كه روزى حضرت امير المؤمنين ( ع ) در مسجد كوفه نشسته بودند كه عبد اللّه ابن فضل التميمى در حالى كه زره طلحه با او بود بگذشت حضرت او را فرمودند اين زره طلحه است و تو در روز جنگ بصره آن را بناحق ربوده عبد اللّه منكر شده از حضرت خواست در نزد قاضى بمحاكمه بروند حضرت شريح قاضى را مقرّر داشتند و دعوا را مطرح فرمودند شريح به حضرت عرض كرد شاهد بياور حضرت امام حسن عليه السّلام را معرّفى كردند شريح شاهد ديگر خواست قنبر را معرّفى كردند شريح گفت قنبر مملوك است شهادتش مقبول نيست در اين هنگام حضرت در خشم شد عبد اللّه را فرمود بگير زره را كه شريح سه مرتبه بظلم و جور قضاوت كرد شريح متحيّر رو به حضرت عرض كرد من قضاوت نميكنم تا خبرم دهى چرا بجور حكم راندم حضرت فرمود واى بر تو من وقتى كه گفتم اين زره طلحه را در گيرو دار جنگ بصره ربوده‌اند و تو شاهد خواستى در صورتى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود چيزى كه در گير و دار جنگ بخيانت ربوده شود هر جا ديدند بايد بدون بينّه بستانند شاهد كه خواستى گفتم اين مردى است كه اهل حديث نيست اين يكى حسن ( ع ) را معرّفى كردم گفتى بشهادت يك نفر حكم نميكنم در صورتى كه رسول خدا بشهادت يك نفر و قسم حكم مى داد اين دو تا قنبر را كه آوردم گفتى اين مملوك است در صورتى كه مملوك وقتى عادل باشد شهادتش مقبول است اين سه تا بعد بشريح فرمودند واى بر تو امام مسلمين در ميان مردم ايمن از چيزهاى خيلى بزرگتر از اين چيزها و اين حرفها است ) . 23 آفة العدول قلّة الورع : آفت اشخاص عادل ( كه بر خلاف عدل رفتار ميكنند ) كمى پارسائى است 24 آفة الشّجاعة اضاعة الحزم : آفت شجاعت و دلاورى ضايع گذاردن رأى و دور انديشى است ( چه بسا مردان دلاورى كه در اثر نداشتن رأى و دور انديشى لشكرى را شكست دادند و چه بسا مردان غير شجاعى كه با رائى سپاهى را از مرگ حتمى نجات دادند اگر چه سياق كتاب اجازهء تطويل نمى دهد معذالك از بعضى قضاياى لطيف نيز نمى توان چشم پوشيد قابوس وشمگير را گفته‌اند با ابو على سمنجور در جنگ بود در لشكر قابوس شخصى ابو الفضل نام بود كه